ميرزا أحمد الآشتياني ( مترجم وشارح : محمدجواد رودگر )
69
رسالة الولاية ( سر سلوك ) ( فارسى )
مايه معرفت حقيقى و يقينى مىگردد كه غرض ايجاد است و قرب نوافل و مقام محمود نيز عبارت از همين معنا و مقصود است تا نور الهى و افاضه الهى بهره انسان سالك كوى حق گردد و به نور هدايت رحمانى و به مقتضاى تجلّى « رحمت رحيمى » قرب حقيقى و نهايى و غريق بحر وحدت او شدن را تحصيل نمايد و سالك اگر مراحل و لطائف سبعه كه عبارتند از : تجليه ، تخليه ، تحليه ، فناء و فناء كه خود سه مرتبه دارد : الف . محو ، ب . طمس ، ج . محق و حكايتى از فناى افعالى ، صفاتى و ذاتى است را طىّ نمايد به قرب و وصال دوست نائل مىآيد و در مقام فناء حقيقى با جميع مراتب و درجاتش ولايت مطلقهء الهيّه را ادراك مىنمايد . زيرا قرب حقيقى در ارتفاع « تعيّن » سالك است يعنى سالك نه تنها بايد از « تعلّق » آزاد گردد كه بايد از « تعيّن » نيز رهايى يابد و به تعبير جناب شيخ محمود شبسترى : چو هستى را ظهور اندر عدم شد * از آنجا قرب و بعد و بيش و كم شد قريب آن هست كه از رشّ نور است * بعيد آن نيستى ، كز هست دور است اگر نورى ز خود بر تو رساند * تو را از هستى خود وارهاند . . . و جناب علامه طباطبايى در شرح ابيات يادشده آوردهاند : « ظهور هستى در ممكنات بشريه است كه قرب و بعد به وجود مىآورد و آن هستى ( ظهورات مظهرى ) قريب به حضرت حقّ است كه انوار الهى او را فراگرفته باشد و جز حقّ تعالى را نبيند و آن نيستى ( نيست مظهريتى ) از حضرت حق دور است كه هستى را مشاهده نمىكند و فرمود : آن خود و تو ، هر دو اوست ، ولى تو آن را به خود بستهاى و به نور حضرتش احتياج دارد تا تو را از خود و تويى بگيرد . » « 1 » پس قرب به معناى ارتفاع وسائط و موانع و عوائق و علائق بين عبد و موجد آن و عبد و معبود است و اينكه گفتهاند قرب
--> ( 1 ) . راز دل ، شرحى بر گلشن از تقرير بيانات شفاهى علامه طباطبايى ، تدوين و بازنويسى آيت اللّه على سعادت پرور ، ص 264 ، چ اول ، 1384 ش ، شركت انتشارات احياء كتاب ، تهران .